چهار شنبه , 29 فوریه 2012 ساعت 20:16

سید مرتضی میری

من یک شهروند ساده هستم که در یک جمهوری زندگی می کند و ارتباطم با حکومت ارتباط یک شهروند است با یک جمهوری. این حکومت برای من چیزی بیش تر از یک حکومت سیاسی نیست. رهبر این حکومت برایم یک مقام سیاسی است که وظایف و اختیاراتی در قانون برایش تعیین شده و ارتباطم با او ارتباط یک شهروند است با یک مقام مسئول. فقط همین نه بیش تر. من نگاه ایدئولوژیک ندارم. سیاست به خودی خود جزو دغدغه و اولیت های من نیست و اگر به آن می پردازم به خاطر تاثیری است که بر سایر دغدغه ها و اولویت های زندگی ام می گذارد. بنابراین انتخابات هم برایم فقط انتخابات است، نه «تجدید میثاق با آرمان های جمهوری اسلام»، نه «لبیک به دعوت رهبری» و نه «نمایش وفاداری». جمله «ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه گرفتن نتیجه» درباره شرکت من در انتخابات مصداق ندارد. چون آن را حق خودم می دانم نه وظیفه خودم.

 

من درباره شرکت در انتخابات مثل سرمایه گذاری در بورس یا انتخاب خانه برای اجاره می اندیشم و تصمیم گیری می کنم. سودها و زیان های گزینه های موجود را با هم مقایسه می کنم و یکی را برمی گزینم. تنها تفاوت اینجاست که درباره انتخابات تلاش می کنم غیر از سود شخص خودم به سود اعضای خانواده، همشهری ها و هموطنان هم بیندیشم. کسانی که به سیاست نگاه ایدئولوژیک دارند شرکت در انتخابات را اصل می دانند و برای شرکت نکردن نیازمند دلیل اند. اما من برای شرکت کردن در انتخابات دلیل جستجو می کنم و وقتی به پای صندوق رای می روم که احساس کنم این کار منفعتی را تضمین می کند یا ضرری را منتفی می سازد.

 

مهمترین منافعی که من شهروند معمولی در وضعیت فعلی برای خودم و خانواده و هموطنانم تشخیص می دهم و انتظار دارم از این قرارند: کاهش خطر جنگ فیزیکی با کشورهای دیگر، ثبات اقتصادی و ارتقای سطح اخلاق سیاسی. اما امیدی ندارم که این منافع از طریق شرکت در انتخابات مجلس محقق شوند. اولا به این دلیل که قدرت فعلی ساختار مجلس شورای اسلامی را برای تحقق این انتظارات کافی نمی بینم. معتقدم که مجلس در کشور ما از «راسیت امور» ساقط شده. گواهم برای این نتیجه گیری عقب نشینی های متعدد مجلس در برابر مراکز دیگر قدرت سیاسی در چهار سال گذشته است. من معتقد شده ام که در شرایط فعلی خواست و اراده این مراکز دیگر است که تحقق یا عدم تحقق منافع مرا تعیین می کند. از سوی دیگر در میان نامزدهای فعلی انتخابات جریانی را نمی بینم که بتوانم به توانایی اش در بازگرداندن قدرت از دست رفته مجلس امید ببندم. همه کسانی که در این باره به آنها امید داشتم رد صلاحیت شده اند. من فکر می کنم نتایج انتخابات مجلس دهم هرچه که باشد تاثیر مهمی بر تحقق انتظارات من نخواهد داشت.

 

در این میان رسانه های دولتی منافع دیگری را برای شرکت در انتخابات برمی شمارند و وعده می دهند که فقط از یک زاویه دید ایدئولوژیک منفعت محسوب می شود و تاثیر چندانی بر زندگی من شهروند معمولی ندارد. مثلا برای من فرقی نمی کند که مشت محکمی به دهن آمریکا کوبیده شود یا نه. چه رسانه های خارجی از میزان مشارکت مردم در انتخابات حیرت کنند و چه نکنند زندگی من با همان دغدغه های قبلی ادامه خواهد داشت. البته بعضی از وعده های رسانه های دولتی را سودمند می یابم. مثلا موافقم که افزایش وحدت میان مردم منفعت بزرگی است اما قبول ندارم که با شرکت در انتخابات چنین وحدتی به دست می آید. از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی انتخابات های فراوانی را پشت سر گذاشته ایم و بنا بر آمارهای رسمی مشارکت عمومی همیشه بیش از شصت در صد بوده ولی به نظر نمی رسد مردم بیش از پیش با هم همبسته شده باشند. جوک ها و تحقیرهای قومیتی هنوز به اندازه گذشته بر سر زبان هاست. هنوز به مخالفان سیاسی خود به چشم دشمن نگاه می کنیم. هنوز یک تنه زدن ساده در خیابان می تواند منجر به یک درگیری شدید فیزیکی شود.

 

هرچه بیشتر می اندیشم بیشتر به این نتیجه می رسم که شرکت در انتخابات منفعت خاصی برایم ندارد. در رای ندادن هم ضرر خاصی نمی بینم. بنابراین تصمیم گرفته ام از حقم برای رای دادن صرف نظر کنم. ضمنا از حق دیگرم که آزادی بیان باشد استفاده می کنم و دلایلم را برای این تصمیم گیری به دیگران می گویم. رسانه های دولتی و مهم تر از همه آن ها صدا و سیما به ندرت به من و دیگر کسانی که رای ندادن را انتخاب کرده اند می پردازند و اگر هم بپردازند فرصت کافی نمی دهند تا دلایل مان را شرح دهیم. همین موضوع مرا بیش تر به حرف زدن درباره تصمیمم تشویق می کند. دلم می خواهد هموطنانم بدانند که دلایلم برای رای ندادن بسیار محکم تر از چیزی است که صدا و سیما از قول امثال من نقل می کند.

 

 

مرتبط:

در دایرۀ امکان – حسن اجرایی
رای ندادن- حسام الدین مطهری
رای دادن – سید عمران نبی زاده 
اندر  دلائل رأی ندادن– علی احمدی وبلاگ ره رو
با این وضع مملکت، چرا باز هم باید در انتخابات شرکت کنیم؟  – امیرعلی صفا

«مخالف عمل‌کرد جمهوری اسلامی»، «مخالف جمهوری اسلامی» نیست و «مخالف جمهوری اسلامی»، «مخالف انقلاب اسلامی» نیستا میثم رمضانعلی درهابیل نوشته است