وبلاگ‎ها و غول شبکه اجتماعی

دوشنبه , 03 سپتامبر 2012 ساعت 20:27

علی شبلی

به بهانه روز وبلاگستان فارسی

الف: من به برتری گذشته بر حال باور ندارم. این که «همیشه قدیم ها صفا بوده و خوبی بوده و الان دیگه از اون خبرا نیست.» به گمانم اینها بیشتر تفاخر دیرینیان بر تازگان است. اما درباره وبلاگ و وبلاگ نویسی این گذشته برتری صادق است؛ نه به این دلیل که سابقون اهل صفا بودند و مهربانی و مرام؛ بلکه به دلیل برخاستن شبکه های اجتماعی.

ب: شبکه های اجتماعی وبلاگ ها را به انزوا کشاند و در خود هضم کرد. حتی وبلاگ ها بخشی از یک شبکه اجتماعی شدند. من و بسیاری از شما، نوشته های وبلاگی را در گودر و حتی همین پلاس می خوانیم. یعنی وبلاگ مثل قایقی شده است توی دریای شبکه اجتماعی.

ج: ما بیشتر دوست داریم دور هم بنشینیم و حرف بزنیم تا اینکه استادی روی صندلی بگوید و ما فقط بشنویم. وبلاگ چیزی شبیه منبر بود یا کرسی تدریس. کامنت‌ها سؤالات بعد درس و منبر بود. اما فیس بوک و گودر و پلاس و فرندفید یک شب‌نشینی بود به صرف حرف. تبدیل شدن ارتباطات اینترنتی از منولوگ و تک‌گویی به دیالوگ، و میل کاربران به گفتگو برتری شبکه‌های اجتماعی بر وبلاگ را رقم زد.
د: شبکه‌های اجتماعی مانند بنگاه‌های زودبازده‌اند. نوشته‌ای که می‌آید، فوراً لایک می‌خورد و کامنت‌ها آن را نقد یا تحسین می‌کنند. سرعت بازخورد برای نویسنده لذتی دارد که در وبلاگ این لذت نبود. اما از آن سو هم، عمر مفید پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی کم‌تر بود و بعد از زمان کمی، در انبوه ارسال‌ها و فیدها گم می‌شد. اما نوشته یک وبلاگ همیشه زنده و تازه است.

هـ: محتوای شبکه‌های اجتماعی از وبلاگ عام‌تر بود. در شبکه‌های اجتماعی از خستگی یا از غذایی که می‌خوریم، سخن می‌گوییم. اما وبلاگ معمولا جای سخنی جدی است. شکی نیست که بیشتر ما دوست داریم، سخنانی بشنویم که جدی نباشد و نیازی نباشد کمی زیت سخن بسوزانیم یا اینکه میان کلمات جدی، چند جمله از زندگی روزمره دیگر دوستان بشنویم. راز برتری شبکه اجتماعی بر وبلاگ این است که شبکه‌های اجتماعی وبلاگ به علاوه چیز دیگرند.