چرا دولت اصولگرا پایه‌های نظام را سست می‌کند؟

شنبه , 29 آوریل 2017 ساعت 19:53

حسن اجرایی

یک رییس جمهور اصولگرا، در شرایط فعلی، می‌تواند موجب سست شدن پایه‌های نظام شود. همان‌قدر رییس جمهور غیراصولگرا، با هر گرایش ممکن، می‌تواند به تقویت ارکان نظام جمهوری اسلامی و تثبیت بیشتر آن منجر شود. چرا؟ چطور ممکن است یک رییس جمهور با درجه ارادت بیشتر به رهبر نظام و گفتارهای آرمانگرایانه انقلابی و دینی، موجب تضعیف نظام شود؟ چطور ممکن است این دو مولفه، به‌تنهایی متغیر مستقلی برای لرزاندن پایه‌های نظام باشند؟

فرض کنیم یک دولت اصولگرا بر سر کار است. در این شرایط، همه نهادهای انقلابی برای حفظ گفتمان انقلاب و برای تعمیق و گسترش آرمان‌های انقلاب، پشت سر دولت قرار می‌گیرند و از اقداماتش دفاع می‌کنند. رییس جمهور تلاش می‌کند برای جلب نظرشان تلاش کند و حمایت‌شان را همچون سرمایه‌ای ارزنده برای خود نگه‌دارد. رهبری نظام طبیعتا بر خود لازم می‌داند در جهت گسترش آرمان‌های انقلاب و تقویت نیروهای انقلابی و آرمانگرا، حمایت بیشتر و پشتیبانی جدی‌تری به دولت اصولگرا تقدیم کند. نیروهای پیرو رهبری نظام با مشاهده حمایت‌های قاطع، تلاش بیشتری در نقص‌پیرایی از دولت موردنظرشان می‌کنند و این کار را اقدامی انقلابی و دینی قلمداد می‌کنند. گرچه عده‌ای هم ممکن است در این میان نقص‌ها و ضعف‌ها را اساسا نبینند و معتقد باشند دولتی با چنین آرمان‌ها و اهداف بلند و ارزنده، نمی‌تواند کار خطایی بکند و این چیزی که شما نقص می‌دانید، در حقیقت چیزی است که حکمتش را نمی‌دانید و توجیهاتی از این قبیل.

و به تدریج، این رویکرد، تبدیل به یک چرخه فزاینده می‌شود. چرخه فزاینده اعتماد و حمایت، هر روز دولتی مستحکم‌تر و حامیانی متعصب‌تر می‌سازد. دولت مستحکم قدرتمند که حمایت بخش‌های مهم و تاثیرگذاری از جامعه را به دست آورده، تبدیل به قدرتی نقدناپذیر می‌شود. چهره‌های منتقد، زیر فشار رسانه‌های نزدیک به نظام قرار می‌گیرند، روزنامه‌های منتقد به توقیف و تعطیلی نزدیک می‌شوند. آرام آرام کمترین و کوچکترین انتقادی از رییس جمهور یا اقدامات دولت، هزینه‌های بالا به همراه خواهد آورد. و در اینچنین شرایطی که رسانه‌های عمومی یا از نقد دولت منع شده‌اند و یا به خودسانسوری گرفتار آمده‌اند، نهادهای نظارتی هم یا دستیار دولت در ایجاد مانع برای منتقدان می‌شوند و یا در نگاهی خوشبینانه، به سکوت می‌گرایند و ترجیح می‌دهند برای نظارت موثر بر دولت، برای خودشان هزینه نسازند.

چنین دولتی به تدریج موجب تضعیف نهادهای مدنی، تضعیف نهادهای نظارتی قانونی و شکل‌گیری نوعی استبداد سیاسی دولتی می‌شود که در صورت ادامه چنددوره‌ای دولت اصولگرا، در نهایت به مرگ (حتی) قانونی نهادهای قانونی موثر منجر می‌شود. رییس جمهور به راحتی دست به رفتارهای فراقانونی می‌زند، مجلس نقش خود را از دست می‌دهد و هیچ کس دیگر به هیچ نمی‌اندیشد. کیست که نپذیرد که چنین شرایطی لاجرم منتهی به فروپاشی جمهوری اسلامی ایران می‌شود. و چنانکه می‌دانیم این وضعیت، وضعیتی مریخی و ناممکن نیست و سال‌ها شاهد آن بوده‌ایم.

اما دولت غیراصولگرا، نه حمایت ویژه‌ای دریافت می‌کند و نه مصونیتی پولادین دارد تا بتواند دست به اقدامات فراقانونی بزند. دولت غیراصولگرا، به دلیل فاصله از نیروهای انقلابی و شعارهایشان، منتقدانی جدی از بخش‌های اصلی نظام دارد. نهادهای نظارتی با جدیت بر اقدامات دولت غیراصولگرا نظارت می‌کنند و مانع هر گونه فساد می‌شوند. امری که در دولت اصولگرا کمتر با جدیت پیگیری می‌شود. چرا که رو شدن کوچکترین فساد در یک دولت اصولگرا، می‌تواند معانی نمادین مانند وهن نظام داشته باشد، اما افشای فساد در یک دولت غیراصولگرا، هزینه ندارد و افتخاری برای نظام اسلامی تلقی می‌شود که با هر نوع فساد در هر کجا که باشد برخورد می‌کند.

امامان جمعه در یک دولت غیراصولگرا، به راحتی و با غیرتی دینی و انقلابی، انتقاد می‌کنند و از شخص رییس جمهور و مسئولان دولت تا اقدامات انجام‌شده و نشده انتقاد می‌کنند. روزنامه‌های غیرهمسو با دولت هم بی‌هیچ بیم تعطیلی و توقیف می‌توانند هر گونه فساد و اشکال و اشتباه را گوشزد کنند و مانع استبداد رییس جمهور، فساد مسئولان و عدم اجرای قانون شوند. در چنین فضایی به تدریج نهادهای مدنی پرقدرت می‌شوند، دولت‌ها پاسخگو و منضبط می‌شوند و نهادهای نظارتی به تدریج جایگاه اساسی خود را می‌یابند.

در یک دولت غیراصولگرا، رهبری نظام تمایل چندانی به حمایت‌های فراوان از دولت ندارد و بنابراین رییس جمهور، وزرا و مسئولان ریز و درشت دولتی نمی‌توانند با اتکا به حمایت‌های وی، سستی‌ها و کم‌کاری‌های خود را توجیه کنند و از پاسخگویی فرار کنند؛ برخلاف یک دولت اصولگرا که طبیعتا حمایت رهبر دستمایه توجیه ضعف‌ها قرار می‌گیرد.

*
نشانی صفحه در تلگرام : https://t.me/safhetamrin

برچسب ها : , ,